تبليغاتX
به وبلاگ "سفر یعنی زندگی" خوش آمدید لطفا در نظرسنجی جدید وبلاگ حتما شرکت نمایید
سفر یعنی زندگی

تصویر۱ : نمایی از بندر گوتنبرگ

مقدمه:

بسیاری از دوستان ایرانی ام از کشور سوئد تصور نادرستی دارند و زمانی که نام این کشور ادا می شود به یاد سرما و یخبندان شدید و شش ماه شب و شش ماه روز می افتند! باید خدمت همه عزیزان عرض کنم که این مطلب امروزه تنها در شمالی ترین مناطق سوئد اتفاق می افتد. درست است که سوئد در شمال اروپا و در نزدیکی قطب شمال قرار دارد ولی همانطوری که می دانید یک سوم جمعیت سوئد در جنوب این کشور زندگی می کنند.جایی که شهرهای استکهلم ،گوتنبرگ و مالمو (3 شهر اصلی سوئد) قرار دارند.در این مناطق،در طی سالهای اخیر بواسطه پدیده" گلوبال وارمینگ"(Global Warming) و همچنین کمک کردن جریانهای اقیانوسی معروف به"گلف استریم"(Gulf Stream)،اختلاف دما در زمستان با مناطق شمالی سوئد که همواره در ۹ ماه از سال پوشیده از برف بودند،بسیار ناچیز است.در طی این سالها،بسیاری ازپیستهای اسکی در مناطق مرکزی سوئد دچار بی برفی شدند! و تا مرز ورشکستگی رفتند! همچنین،کریسمس درمناطق جنوب سوئد بدون برف سپری شد! این درست مثل این است که در شب چله در ایران بدون کرسی و بخاری و یا هر وسیله گرمایشی شب را سپری کنیم! بنابراین،اگر قصد سفر به سوئد را دارید،پدیده های خورشید نیمه شب(طی ماههای جون و جولای فقط در شمالی ترین مناطق سوئد اتفاق می افتد) و شش ماه شب و شش ماه روز را فراموش کنید و با خیالی راحت در تابستان به سوئد بروید و حتی حمام آفتاب هم بگیرید...!

واژه شناسی گوتنبرگ:

جالب است بدانید که بین گوتنبرگ مخترع آلمانی و شهرفعلی گوتنبرگ در کشور سوئد هیچ ارتباطی وجود ندارد."گوتنبرگ "مخترع آلماني كه صنعت چاپ مرهون كشف و اختراع اوست در شهر معروف" ماينس "قدم به عرصه ئوجود گذاشت .پدرش قاضي دادگستري بود ولي خود او زندگي اجتماعي را با زرگري شروع كرد و رفته رفته به امور فني علاقهمند شد .بين سالهاي ۱۴۳۴ و ۱۴۴۴ وي اولين ماشين چاپ را به وجود آورد و اولين متن چاپ شده" انجيل "بود .گوتنبرگ روز ۲۳ فوريه ۱۴۶۸ ميلادي درگذشت.

تاریخچه شهر گوتنبرگ :

شهر " گوتنبرگ " (به انگلیسی :Gothenburg)-(به فرانسوی :Gothembourg)-(به سوئدی Göteborg-بخوانید: یوته بوری) با نزدیک به نیم میلیون جمعیت (آمار سال ۲۰۰۵) مرکز استان واسترگوتلند(Västergötland)و دومین شهر بزرگ کشور سوئد در شبه جزیره اسکاندیناوی در شمال اروپا می باشد.این شهر در اوایل قرن هفدهم توسط پادشاهی به نام Gustav II Adolf بنا نهاده شد و در همان ابتدا تحت نفوذ شدید هلندی ها اداره شد(به همین خاطر است که گوتنبرگ را همانند شهر کانالهای هلند یعنی آمستردام ساختند و بعدها به شهر کانالها شهرت یافت!).اسکاتلندی ها نیز مدتی در گوتنبرگ اقامت گزیدند که بعدها یکی از معروفترین آنها یعنی "ویلیام چالمرز"(Wlliam Chalmers) موسس یکی از معتبرترین دانشگاههای امروز سوئد به نام دانشگاه صنعتی چالمرز (Chalmers University of Technology) شد. وجود نامهای اسکاتلندی Glenn و Morgan نیز دلیلی دیگر بر نفوذ فرهنگ اسکاتلندی ها در این سرزمین است.بخاطر قرارگرفتن این شهر در کنار رودخانه Göta ،گوتنبرگ همواره بعنوان یکی از مهمترین بنادر صادراتی سوئد مورد توجه بازرگانان دنیا بوده و هست.بسیاری از ساختمانهای قدیمی گوتنبرگ در دو سمت این رودخانه ساخته شده اند.گوتنبرگ به نام "لندن کوچولو" (Lilla London) نیز مشهور است.

تصویر ۲ : نمایی از رودخانه Göta درگوتنبرگ (شهر کانالها)

آب و هوای گوتنبرگ :

گوتنبرگ دارای آب و هوای اقیانوسی با تابستانهای گرم و زمستانهای معتدل می باشد.بهار و پاییز تقریبا سرد هستند بطوری که متوسط دمای روزانه در ژانویه به ۱- درجه سانتی گراد و در جولای به ۱۶.۵ درجه سانتی گراد می رسد.بیشترین متوسط دما متعلق به ماههای جولای،آگوست و سپتامبر با ۲۰ درجه سانتی گراد و کمترین متوسط دما نیز متعلق به ماه فوریه با ۴- درجه سانتی گراد می باشد.پس همانطور که می بینید برخلاف تصور عموم، گوتنبرگ شهر  زیاد سردی محسوب نمی شود!

بخاطر عرض جغرافیایی شمالی گوتنبرگ، روزها در تابستان بلند و در زمستان کوتاه اند. میزان متوسط بارندگی در سال نیز ۷۸۹ سانتی متر است که رقم قابل توجهی می باشد و نشان دهنده فزونی بارندگی در این شهر است.

 معماری گوتنبرگ :

امروزه، تعداد بسیار کمی از خانه های چوبی بجامانده از قرن هفدهم در گوتنبرگ یافت می شوند که یکی از نمونه ها خانه Skansen Crown می باشد.

در قرن هجدهم، با تاسیس شرکت East India Company و تجاری شدن شهر،خانه های سنگی با دید کلاسیک در اطراف کانالها بنا شد که خانه East  India House نمونه ای از آن دوره می باشد که امروزه دربرگیرنده موزه شهر گوتنبرگ نیز هست.در قرن نوزدهم،نظام سرمایه داری به تدریج از مرزها خارج شد و نقشه اصلی شهر طراحی شد و مهمترین خیابان گوتنبرگ فعلی یعنی خیابان Kungsportsavenyn  که به (Avenyn (Avenue نیز مشهور است ساخته شد.این خیابان را از نظر ساخت همتای خیابان شانزه لیزه در پاریس می دانند! (تصویر ۳).

 

 تصویر۳( بالا ): نمایی از میدان Götaplatsen و خیابان Avenyn

در اوایل قرن بیستم هم سبک  National Romantic بوجود آمد که کلیسای Masthugget نمونه آن است. در اوایل دهه ۱۹۲۰ هم درست وقتی که گوتنبرگ جشن ۳۰۰ سالگی اش را جشن می گرفت،میدان Götaplatsenبا نمای نئوکلاسیک ساخته شد.مجسمه داخل این میدان(تصویر بالا) الهام گرفته شده از "نپتون" (رب النوع دریا در اساطیر یونان ) می باشد.در سال ۱۹۵۰ هم استادیوم Ullevi بخاطر جام جهانی فوتبال بنا شد. برج تلویزیونی Brudaremossen گوتنبرگ هم یکی از بناهای مدرن شهر گوتنبرگ محسوب می شود.

پراکندگی جمعیت در گوتنبرگ :

برطبق آمار سال ۲۰۰۵، از نیم میلیون جمعیت گوتنبرگ در حدود ۹۸ هزارنفر (حدود ۲۰ درصد) مهاجر مقیم در گوتنبرگ سکونت دارند که از این تعداد حدود ۱۰ درصد ایرانی ،۹ درصد فنلاندی و ۱ درصد هم از سایر کشورها هستند.جمعیت ایرانی و دیگر مهاجرین خاورمیانه از جمله عراق و کشورهای سومالی و یوگسلاوی سابق بیشتر در مناطق Angered (مخصوصاHjällbo وHammarkullen) و منطقه شمال شرقی حومه شهر یعنی Bergsjön (تصویر۵)سکونت دارند در حالیکه دیگر مهاجرین اسکاندیناوی،اروپای جنوبی(مثل پرتقال،ایتالیا و یونان) و اروپای شرقی در مناطق نزدیکتر بهم قرار دارند.منطقه Frölunda بخاطر جمعیت زیاد چینی ها در گوتنبرگ شهرت خاصی دارد.البته، تایلندی ها و ویتنامی ها هم از دیگر ملیتهای ساکن در این منطقه هستند.

تصویر ۴ (بالا ): نمایی از مجتمع های مسکونی منطقه Angered در حومه گوتنبرگ

 

 تصویر ۵ (بالا): نمایی از منطقه مسکونی Bergsjön در شمال شرقی حومه گوتنبرگ

 

دانشگاههای گوتنبرگ :

گوتنبرگ ۲ دانشگاه دارد که هر دوی آنها در ابتدا بعنوان کالج خصوصی در قرن نوزدهم تاسیس شدند. اولی ،دانشگاه دولتی گوتنبرگ (University of Gothenburg) با حدود ۵۰ هزار دانشجو که بزرگترین دانشگاه حوزه اسکاندیناوی محسوب می شود.در جدیدترین رتبه بندی جهانی دانشگاههای دنیا در سال ۲۰۰۷ میلادی، این دانشگاه در رده ۱۹۳ ام از بین ۴۰۰۰ دانشگاه انتخابی قرارگرفته است.

تصویر ۶ (زیر): نمایی از سردر ورودی دانشگاه گوتنبرگ

و دانشگاه صنعتی چالمرز (Chalmers University of Technology) که یک دانشگاه خصوصی است و در ۲ کیلومتری جنوب هسته داخلی شهر واقع شده است.این دانشگاه در سال ۱۸۲۹ میلادی توسط"ویلیام چالمرز" تاسیس شد و شعار این دانشگاه "آوانسز" (Avancez) به معنی "پیشرفت"می باشد.در جدیدترین رده بندی جهانی دانشگاهها،دانشگاه صنعتی چالمرز رتبه ۱۶۶ را از بین ۴۰۰۰ دانشگاه انتخابی بدست آورده است. طبق آمار سال ۲۰۰۵،بیش از ۶۰ هزار دانشجو در شهر گوتنبرگ مشغول به تحصیل هستند که به نوعی این شهر را به شهر دانشجوها مبدل کرده است.

 

تصویر ۷ (بالا): نمایی از سردر ورودی دانشگاه صنعتی چالمرز

 

 دیدنیهای گوتنبرگ :

۱- بلوار یا خیابان اصلی گوتنبرگ به نام Kungsportsavenyn که به Avenyn (همان Avenue) معروف است و بطول یک کیلومتر از محل موزه هنر گوتنبرگ(Götaplatsen) شروع شده و به Kungsportsplatsen در مرکز قدیم شهر ختم می گردد.

۲- مرکز خرید Nordstan بعنوان بزرگترین مرکز خرید اسکاندیناوی، در مرکز شهر گوتنبرگ واقع شده است.این مرکز خرید با ۱۸۰ فروشگاه و ۱۵۰ دفتر درحدود ۳۲۰۰۰۰ مترمربع وسعت دارد و بیش از ۶۰۰۰ نیروی انسانی در آن مشغول به کار هستند.

 

 تصاویر ۸ و ۹ (بالا): مرکزخرید Nordstan

۳- منطقه Haga که بخاطر خانه های چوبی زیبا و معماری منحصربفرد ساختمانهای آن معروف است.

 

 تصویر ۱۰(بالا): نمایی از منطقه Haga

۴- خانه اپرا (Gothenburg Opera House) بعنوان مشخصه معماری گوتنبرگ در کنار رودخانه Göta که در سال ۱۹۹۴ رسما افتتاح گردید.

 

 تصویر ۱۱(بالا): ورودی Gothenburg Opera House

۵- موزه های متعددی همانند Gothenburg Museum of Art, Göteborgs Konsthall, Röhss Museum و ...

 ۶- پارک Slottsskogen بعنوان بزرگترین پارک گوتنبرگ که موزه تاریخ طبیعی(Natural History Museum) و قدیمی ترین رصدخانه گوتنبرگ در آن واقع شده اند.

  

 تصویر ۱۲(بالا): نمایی از پارک Slottsskogen

 ۷- باغ گیاه شناسی گوتنبرگ (Göteborg Botanical Garden) که بعنوان یکی از مهمترین باغهای گیاه شناسی اروپا معروف است.

 

 تصویر۱۳(بالا): نمایی از باغ گیاهشناسی گوتنبرگ

 ۸- پارک و شهر بازی Liseberg که در مرکز شهر گوتنبرگ واقع شده و با بیش از ۳ میلیون بازدید کننده در سال بعنوان مهمترین جاذبه توریستی کشور سوئد شناخته شده است.در این پارک بازی،می توان از بازیها و تفریحات مختلف آبی و همچنین بازیهای دلهره آوری مثل ترن هوایی چوبی و فلزی و... لذت برد.

 

تصاویر ۱۴ و ۱۵(بالا): شهر بازی Liseberg

۹- مجمع الجزایر جنوبی گوتنبرگ (Southern Gothenburg Archipelago) که مجموعه ای از جزایر زیبا و منحصربفردی است که مهمترین آنها Älvsborg Fortress ،Vinga و Styrsö هستند و می توان با قایق های موتوری براحتی از آنها بازدید نمود.

 

تصویر۱۶(بالا): نمایی زیبا از جزیره  Älvsborg Fortress در نزدیکی گوتنبرگ

منبع : ویکی پدیا

پانوشت:

۱* به دلیل آماده نبودن عکسهای شخصی حتما از آنها در پستهای بعدی استفاده خواهم نمود.شاد باشید...

 

+ نوشته شده توسط علی مهدی پور در و ساعت |
اینجا ایران است...روستای" لاسم" در نزدیکی تهران... تکه ای از بهشت همینجاست...زیر پای من!

اینجا می شود عاشق شد...اینجا همه چیز هست...آسمان،خاک،زمین،باد،هوا،سیب،ایمان هست

همه و همه هستند زیرا دماوند هست و چون هست انگار ایران هست...

ای دیو سپید پای دربند ای گنبد گیتی ای دماوند

برای دیدن زیبایی ها و برای اندوختن تجربه حتما نباید کوله بربست و خیلی دور شد...به قول دکتر شریعتی باید قدری دور شد...باید قدری دور شد و عظمت و شکوه هر چیزی را دریافت... من هم به اینجا آمدم...جایی که دماوند سربه فلک کشیده حضور دارد و ضحاک ستمگر را به بند کشیده است...دماوند با ۵۶۷۱ متر ارتفاع، بلندترین کوه ایران و بلندترین کوه آتشفشانی در خاورمیانه است.آخرین فعالیتهای آتش فشانی دماوند به ۳۸۵۰۰ سال قبل بر می گردد و امکان فعال شدن مجدد آن هنوز وجود دارد! واژه دماوند به معنی دارای دمه،دود و بخار است (دم+اوند).نزدیکترین شهر به دماوند شهر لاریجان از توابع شهر آمل است.جالب است بدانید که در زمان پهلوی کوه دماوند در وسط نشان ملی ایران جای داشت (تصویر زیر).

 

همیشه عاشق تک درخت هایی هستم که در دشتها یا بیابانها خودنمایی می کنند...مظهر زندگی اند!

 

 این هم نقشه لاسم (به رنگ قرمز) برای دوستداران سفر به این بهشت ایران :

 

 

 منبع : ویکی پدیا

  

+ نوشته شده توسط علی مهدی پور در و ساعت |

شهرک توریستی "سیدی بوسعید" در ۲۰ کیلومتری شمال شهر "تونس" در کشور تونس واقع شده و نام خود را از شخصیت مذهبی مسلمانی به نام "ابوسعیدبن یحیی" اقتباس کرده است.نام قبلی این شهرک"جبل المنار" بود.خیابان طولانی سیدی بوسعید یکی از زیباترین خیابانهایی است که تا بحال پس از شانزه لیزه دیده ام.سالانه میلیونها توریست از سرتاسردنیا برای دیدن این محل به تونس می آیند.اما جاذبه های انحصاری این خیابان چه هستند؟

تقریبا در ابتدای میدان اصلی شهرک،باغ بزرگ و زیبایی از کاکتوس قرار دارد که حیفم آمد از آن عکسی به یادگار نداشته باشم! شایان ذکراست که این کاکتوسها همگی از نوع میوه دار بودند و میوه قرمزرنگ بسیار خوشمزه ای داشتند.کلادرتونس دو موجود زنده را زیاد میبینید.یکی کاکتوس و دیگری درخت زیتون!

کم کم با پیمودن مسیر باخانه هایی با دیوارهای سفید و پنجره های آبی همراه با درهای منقش و تذهیب شده آبی وسفید که مهمترین خصوصیت توریستی بودن این شهرک بندری تونس هستند مواجه می شوید.این رنگها رنگهای سنتی تونس هستند و در هر گوشه و کنار ی می توان به وفور این خانه های سنتی را دید و واقعا از این همه هارمونی و وحدت رنگ لذت برد...

  

چون شهرک سیدی بوسعید بروری یک تپه ساخته شده بنابراین برای دیدن خیابان و مغازه هایی که عمدتا محل فروش صنایع دستی تونس از جمله صنایع سرامیکی و چوبی هستند باید یک مسیر سربالایی را با پیمودن پله های زیادی طی نمود.در پایان این خیابان به بن بست برمی خورید ولی جدا این یکی از زیباترین بن بستهای دنیاست! بندر سیدی بوسعید،یک کافه عربی لوکس و نمای فوق العاده ای از طبیعت و دیگر هیچ...! باور ندارید؟! تصویر زیر همان نقطه است!

تصویر زیر هم نمایی از بندر سیدی بوسعید :

دوستان عزیز، این هم آخرین پست از کشور تونس بود.امیدوارم تونس گردی خوش گذشته باشه!  

+ نوشته شده توسط علی مهدی پور در و ساعت |

مقدمه :

موسیقی "زولو" ترکیبی از ریتم،ملودی و هارمونی است و دیدن "رقص زولو "باسازهای بادی مخصوص آفریقایی لذت و هیجان خاصی دارد.اولین بار این رقص زیبا را در پارک ملی وباغ وحش" Friguia "(به معنی آفریقا) در نزدیکی شهر "حمامت" در "تونس" نظاره گر بودم.این مراسم در یک سالن مجلل و سرپوشیده در داخل محوطه باغ وحش برگزار می شد و علاوه بر رقص زولو ،موسیقی و رقص عربی و موسیقی محلی تونسی نیز از جمله برنامه های جالب این مراسم بودند.دورتادور صحنه اصلی اجرای برنامه هم میزو صندلی ها برای مهمانان چیده شده بود که با شام و شراب پذیرایی می شدند.اما "زولو" چیست؟در ادامه،اطلاعاتی از زولوها را می خوانید... 

 

 زولو هم نام یک نژاد آفریقایی است ،هم نام یک زبان آفریقایی و هم نام یک نوع رقص آفریقایی! 

زبان زولو یکی از یازده زبان رسمی کشور آفریقای جنوبی محسوب می شود.واژه زولو در زبان زولو به معنی "بهشت" است.جالب است که بدانید جمعیت مردم زولوتبار در آفریقا حدود ۱۰ میلیون نفراست که بیشتر آنها از قرن شانزدهم میلادی به بعد در استان" KwaZulu-Natal" آفریقای جنوبی زندگی می کنند و درصد کمی هم در کشورهای همسایه یعنی لسوتو،سوازیلند و موزامبیک ساکن هستند.

  

مذهب زولو :

درمذهب زولوها، "خدا"(که از آن به Creator یاد می شود) ناظر بر همه امور انسانهاست و غیبگو که یک همیشه یک زن است می تواند از عالم ارواح غیبگویی کند.همچنین، عقیده براین است که تمامی حقایق تلخ مثل مرگ، حاصل جادوگری شیطان یا ارواح آزرده خاطر است و هیچ بدبختی و فلاکتی ازحوادث طبیعی ناشی نمی شود.نظافت یکی از مهمترین جنبه های مذهب زولو می باشد بطوری که برای هر غذایی ظرف جداگانه ای تخصیص داده می شود و استحمام تا روزی سه بار نیز رخ می دهد!

پابرهنه بودن در مذهب زولو بعنوان یک نشانه سنتی از معنویت و قدرت می باشد و به همین خاطر است که آنها را همواره پابرهنه می بینید.پوشش مردان لباسی از چرم گاو است و پوشش زنان هم دامن و نیم تنه های رنگی و پرزرق وبرق بومی آفریقا!

 

 تصویر بالا- نمایی از ورودی پارک و باغ وحش Friguia در تونس

 تصاویری از حیات وحش پارک- ۵/۱/۱۳۸۷ :

 

 

برای دیدن تصاویر بیشتر، پیشنهاد می کنم از وبلاگ آتریسا هم دیدن کنید...

+ نوشته شده توسط علی مهدی پور در و ساعت |
 

     

مقدمه:

باتوجه به عشقی که به خواننده ملی ایران "فریدون فروغی" و همچنین ارادتی که خدمت خانواده فروغی عزیز و همشیره ایشان دارم، تصمیم گرفتم سفری به دیار همیشه سبز گل سرخ موسیقی ایران همیشه ی صدا،فریدون عزیز داشته باشیم.این نوشتار مربوط به ششمین سالروز رهایی فریدون در سیزدهم مهرماه ۱۳۸۶ می باشد.درضمن مطالب کاملتر از فریدون را می توانید در وبلاگ "فریدون فروغی از نگاه من" بخوانید.

ششمین سالروز یاد و خاطره فریدون فروغی امسال روز جمعه یعنی درست همان روز جمعه ای که شش سال قبل فریدون عزیز در اتاق تنهایی خود در تهرانپارس با خاک ناسپاس وداع گفت، در روستای قرقرک برگزارشد.دسته دسته دوستداران و عاشقان واقعی فریدون از دور و نزدیک ایران زمین عاشقانه به دیدار او می آمدند و می رفتند.سنگ مزارش را امسال بازهم شکستند و سنگ مزار سوم فریدون شباهتی به سنگهای قبلی نداشت.شاید فقط مرهمی بود برای بیشتر آزرده خاطرنشدن عاشقانش وگرنه باید سنگش را از طلا می ساختند.پروانه خانم فروغی امسال زحمت تهیه و نصب سنگ مزار فریدون را مثل قبل بردوش کشیده بود و امسال مجددا سعادتی دست داد تا خانم سوسن معادلیان همسر فریدون عزیز را ببینم.چه زیبا بود لحظاتی که در دم دم های غروب پس از اینکه آخرین عاشقان فریدون با او وداع کردند،تلاقی اشکهای همسرش با سنگ مزار فریدون.خانم سوسن معادلیان همسر دوم فریدون بود که ۳ سال زندگی مشترک با او داشت.در تصویر زیر او را مشاهده می کنید که چه غریبانه بر خلوت فریدون اشک می ریزد.شاید هم به این فکر می کند که شاید بالاخره فریدون در خواب ابدی مجوز صدایش را بگیرد ولی نه...فریدون مانند فرهاد به آقای شب گفت که آسوده باشد زیرا آنها دیگر رفته اند و باز نمی گردند...

نمی دانم سال دیگر هم باید شاهد این سریال غم انگیز شکسته شدن خانه تنهایی فریدون باشیم یا نه ولی این را مطمئنم که راز ماندگاری فریدون در همین شکسته نشدن طلسم عشق او در دل میلیونها عاشق مرام و مسلک فریدون با این همه ظلم و بی وفایی ناکسانی است که او را حتی پس از مرگ نیز رها نمی کنند.درود بر فریدون که گنج همیشه پنهان در دل کسانی است که بینش زندگی کردن را از او آموختند و چه عاشقانه درکنار مزار او می نشینند و آرام می گیرند.

تصویر بالا- نمایی از مزار فریدون در شامگاه سیزدهم مهر ۱۳۸۶

تصویربالا- نمایی از بالای تپه ای در روستای قرقرک برفراز مزار فریدون،جایی که طبق شنیده ها،او همیشه با گیتارش در اینجا آواز سر می داد و طنین صدایش در کوه می پیچید...۱۳/۷/۱۳۸۶

نگاهی به سالروز پنجم :

در پنجمین سالروز یاد و خاطره فریدون فروغی در روستای قرقرک-آرامگاه ابدی او-تعویض سنگ مزار شکسته با سنگ مزار جدیدی بود که مانند سنگ مزار قبلی او به همت خانم پروانه فروغی و دوستداران فریدون عزیز تهیه شده بود. امسال "امیر علیدوست" یکی از عاشقان واقعی فریدون  و یکی از جوانمردان دیار سرسبز شمال مثل همیشه حضورش ملموس بود. واکمن کوچک و دوست داشتنی که با خود به همراه آورده بود و بر روی سنگ مزار فریدون خودنمایی می کرد،طنین ترانه های فریدون را با سکوت آزاردهنده و خلوت کم نظیر قرقرک در پاییز امسال پیوند زده بود و چه زیبا و فراموش نشدنی بود حضور خانم پروانه فروغی در زمان خیرات حلوایی که به نیت برادرش آن را پخته بود و در میان عاشقانی که برای دیدار با فریدون راه درازی را پیموده بودند آن را با چشمهایی اشکبار توزیع می نمود.امسال هم مثل سال قبل مراسم خاصی برای فریدون برگزار نشد چون خانواده فریدون از سال ۱۳۸۳ که مراسم باشکوهی بر سر مزارش برگزارشد دائما تحت فشار هستند و گویا آن دسته خاص رهایی فریدون را حتی پس از مرگ نیز نمی توانند باور کنند!

  

تصویربالا- برسرمزارفریدون-سیزدهم مهر ۱۳۸۵

 و سالروز چهارم :

در چهارمین سالروز رهایی فرئیدون فروغی همراه بود با شکسته شدن سنگ مزار او در اوایل سال ۱۳۸۴ توسط فردی ناشناس که به احتمال زیاد طاقت دیدار دوستدارانش را با او را نداشت. دوستدارانی که هنوز هم پس از چند سال برای دیدار با آن ابرمرد موسیقی ایران فرسنگها راه را می پیمایند تا با او در خلوت تنهایی اش تجدید میثاق کنند.آنها کسانی نیستند بجز عاشقان اندیشه و مسلک فریدون.شاید سهراب سپهری از قول فریدون می باید می سرود که "به سراغ من اگر می آیید،نرم و آهسته بیایید...مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من!..."

 

                                  

 فریدون زنده بودن را برای زندگی دوست داشت نه زندگی را برای زنده بودن.روانش شاد...

اطلاعات بیشتر :

زندگی نامه فریدون فروغی

کروکی مزار فریدون فروغی

محل رهایی فریدون فروغی

  

+ نوشته شده توسط علی مهدی پور در و ساعت |

مقدمه :

بنا به سوالات بسیاری از دوستان خوبم در خصوص ویزای شنگن، لازم شد اطلاعات مختصر ومفیدی را که می دانستم در اختیار همه بگذارم.امیدوارم مفید فایده باشد.

"معاهده شنگن" قراردادی است که در ۱۴ ژوئن سال ۱۹۸۵ میلادی جهت ورود آزاد ساکنین کشورهای اروپایی بدون نیاز به ویزا و کاهش مشکلات رفت و آمد آنها از جمله برچیده شدن مرزها و ایستگاههای بازرسی مرزی ، در عرشه کشتی"پرنسس ماری آسترید" روی رودخانه "ماسل" نزدیک شهری به نام "شنگن" در لوکزامبورگ-مرز بین فرانسه و آلمان- به امضای ۵ کشور آلمان،فرانسه،هلند،بلژیک و لوکزامبورگ رسید و در ۳ اکتبر سال ۱۹۹۰ میلادی پس از اتحاد آلمان شرقی و غربی، مجددا با امضای آلمان متحد تکمیل گردید.

کشورهای عضو محدوده شنگن عبارتند از :

آلمان،فرانسه،ایتالیا،اسپانیا،پرتقال،هلند،بلژیک،لوکزامبورگ،سوئد،نروژ،فنلاند،دانمارک،لیتوانی،لتونی،

لهستان،مجارستان،اتریش،استونی،اسلواکی،اسلوانی،چک،ایسلند،مالت و یونان.

تصویر بالا :بنای یادبود معاهده شنگن در لوکزامبورگ

کشورهای عضو اتحادیه اروپا را نباید با کشورهای محدوده شنگن اشتباه نمود! کشورهای عضو اتحادیه اروپا شامل ۲۷ کشور یعنی ۲۲ کشور محدوده شنگن(بجز نروژ و ایسلند) بعلاوه ۵ کشور بلغارستان،رومانی،قبرس،انگلستان و ایرلند می شوند.بهمین دلیل،ویزای ساکنین و اتباع این پنج کشور جهت ورود به منطقه شنگن بی اعتبار است و این افراد باید هنگام ورود و خروج از کشورهای محدوده شنگن مورد کنترل مرزی قرار بگیرند.البته پیش بینی می شود تا سال ۲۰۱۱ میلادی این کشورها نیز به محدوده شنگن بپیوندند.

تصویر بالا : پرچم کشورهای عضو اتحادیه اروپا

جالب است بدانید که واحد پولی "یورو" در حال حاضر تنها در ۱۵ کشور اروپایی استفاده می شود که شامل:بلژیک،قبرس،فنلاند،فرانسه،آلمان،هلند،مالت،لوکزامبورگ،ایتالیا،اسپانیا،اتریش،یونان،اسلوانی ،ایرلندو پرتقال می شود.

کشورهای نظیر سوئیس، لیختن اشتاین،کرواسی،صربستان،مقدونیه،اوکراین،مولداوی و آندورا نه عضو اتحادیه اروپا هستند و نه عضو محدوده شنگن.پس،برای ورود به این کشورها نیاز به ویزای جداگانه دارید و ساکنین و متعاقبا اتباع این کشورها نیز برای ورود به سایر کشورهای اروپایی نیاز به ویزای شنگن دارند.

اما ویزای شنگن چیست؟

                  

این ویزا مخصوص کسانی است که قصد دارند به کشورهای محدوده شنگن وارد شوند و ساکن یا اتباع کشورهایی غیر از کشورهای محدوده شنگن هستند.البته ساکنین و اتباع کشورهای قاره آمریکا (غیر از چند کشور معدود مثل کلمبیا،پرو،بولیوی و...) و همچنین ساکنین و اتباع قاره استرالیا و کشورهای ژاپن،کره جنوبی و مالزی نیازی به اخذ ویزای شنگن ندارند و می توانندبه مدت حداکثر ۹۰ روز به این کشورها وارد و یا خارج شوند.

یک ویزای شنگن دارای دو تاریخ مشخص است.یکی تاریخ اعتبار ویزا و دیگری تعداد روزهای مجاز ویزا که حداکثر ۹۰ روزه است.اگر تاریخ اعتبار ویزای شما گذشته باشد حتی اگر تعداد روزهای مجاز ویزای شما هنوز باقی مانده باشد،ویزای شنگن شما باطل تلقی می گردد.همچنین،تعداد دفعات ورود شما به محدوده شنگن در ویزای شما توسط یک کدمشخص می شود.این کد می تواند ۲،۱ یا ارقام بالاتر و یا نامحدود باشد.کد ۱ به معنی یکبار ورود(سینگل) است و یعنی اینکه پس از یکبار ورود و خروجتان از شنگن،ویزایتان بدون توجه به تاریخ اعتبار و روزهای مجاز آن باطل خواهد شد.کد ۲ و ارقام بالاتر به معنی آن است که به دفعاتی که در ویزا مشخص شده می توانید به شنگن وارد شوید و پس از استفاده از تعداد دفعات مجاز ورود،ویزایتان بدون توجه به تاریخ اعتبار و روزهای مجاز آن باطل خواهد شد.کد نامحدود(مالتیپل) به معنی ورود نامحدود به محدوده شنگن است و شما می توانید در مدت اعتبار ویزا و تعداد روزهای مجاز درون ویزایتان به شنگن وارد و خارج شوید.

انواع ویزای شنگن هم مهم است.ویزای شنگن در ۴ نوع صادر می شود :

ویزای نوع A :ویزای ترانزیت است یعنی مسافر حق خروج از فرودگاه را ندارد و می تواند فقط در یکی از فرودگاههای شنگن پرواز خود را تعویض و راهی کشوری در خارج از شنگن گردد.

ویزای نوع B : ویزای عبور است یعنی مسافر حق خروج از فرودگاه را دارد و میتواند از شنگن بعنوان منطقه عبوری استفاده نماید تا از طریق زمینی خود را به کشور دیگری غیر شنگن برساند.

ویزای نوع C : ویزای توریستی است که اکثر ایرانیان با آن وارد شنگن می شوند.

ویزای نوع D : ویزای بلندمدت است که معمولا تجار و بازرگانان ازآن استفاده می کنند تا بتوانند در طی سال بارها به شنگن وارد و از آن خارج شوند.

توجه کنید که اگر بخواهید بیش از ۹۰ روز در محدوده شنگن بمانید،دیگر نیازی به ویزای شنگن ندارید بلکه باید درخواست اقامت بدهید و از طریق سفارت پیگیر مراحل اقامتی خود باشید.درضمن،اگر از ۹۰ روز اقامت خود در محدوده شنگن استفاده کنید،باید حتما ۳ ماه خارج از شنگن بمانید تا بتوانید مجددا ویزای شنگن دریافت کنید.البته در صورت داشتن دلایل ویژه، می توانید برای حداکثر یکسال هم ویزای شنگن دریافت کنید.

داشتن ویزای شنگن لزوما به معنی تضمین ورود به محدوده شنگن نیست.یعنی اینکه اگر شما ویزای شنگن خود را از یونان گرفته باشید ولی از فرانسه وارد شنگن شوید،مقامات مرزی شنگن در فرانسه می توانند به دلایلی کاملا قانونی به شما اجازه ورود نداده و شما را به کشوری در خارج از شنگن اخراج کنند.مسافر ورودی به شنگن باید همیشه خود را آماده سوالات احتمالی از جمله هدف از سفر،آدرس محل اقامت و مدارکی دال بر توانایی پرداخت هزینه های اقامت نماید.

برای اخذ ویزای شنگن راههای مختلفی وجود دارد.ساده ترین راه اقدام از طریق تور مسافرتی و اخذ ویزای نوع C می باشد که البته باید برای اخذ آن پرینت حساب بانکی،پرینت آخرین فیش حقوقی،چک بانکی در وجه آژانس و یا سند ملکی به نام خودتان را از قبل آماده کنید تا ضمانت برگشتتان از سفر باشد.راههای دیگر،دریافت دعوت نامه رسمی جهت بازدید از فامیل،دریافت دعوت نامه از یک شرکت معتبر مبنی بر حضور در یک نمایشگاه بین المللی و ... می باشند.

به تازگی خبرگزاری آسوشیتد پرس به نقل از یک مرکز معتبر مطالعاتی در سوئیس گزارش داده است که کشور ایران از نظر شانس دریافت ویزا و اجازه سفر به دیگر کشورهای دنیا (با اجازه سفر به ۱۴ کشور دنیا بدون ویزا) در رتبه یکی مانده به آخر فهرست شانس دریافت ویزا قرارگرفته است.

برطبق این گزارش رسمی، کشورهای فنلاند،دانمارک وآمریکا  با اجازه سفر به ۱۳۰ کشور جهان بدون نیاز به ویزا مشترکا اول هستند و کشورهای آلمان،ایرلند و سوئد با اجازه سفر به ۱۲۹ کشور جهان بدون نیاز به ویزا به ترتیب در رتبه های بعدی قرار دارند.همچنین،کشورهای عراق،سومالی،اتیوپی،کامبوج،برمه،پاکستان و...در فهرست بالای ایران قرار دارند و کشور جنگزده افغانستان در قعر جدول پس از ایران جای دارد.جای تاسف است...

منابع :

ویکی پدیا

سایت استکهلمیان

http://www.henleyglobal.com/visa_restrictions.htm

 

+ نوشته شده توسط علی مهدی پور در و ساعت |

"کواد" (Quad) به یک نوع موتورسیکلت چهارچرخ اطلاق می شود که با توجه به اندازه کوچک آن و قابلیتهای حرکت در نقاط پرفراز ونشیب، از آن معمولا در مزارع بصورت یک تراکتور کوچک جهت انجام امور کشاورزی یا دامداری (از جمله یکجا جمع نمودن دام) استفاده می شود ولی یکی از مهمترین مصارف آن خصوصا در کشورهای توریستی، بیابان نوردی و گشت و گذار در طبیعت می باشد. 

یکی از خاطره انگیزترین گشتهایی که در تونس تجربه کردم، گشت کوادسواری بود.از ایستگاهی در نزدیکی شهر حمامت مسیر مشخصی را که از دل کوه و طبیعت بی مثال آفریقا می گذرد را با هیجان خاصی گذراندیم و در طول مسیر از مناظر روستایی نیز بی بهره نماندیم.هزینه کوادسواری یک نفره ۶۵ دینار و هزینه دونفره آن ۴۵ دینار بود.همانطوری که قبلا هم گفته بودم، آفریقا یکی از معدود مناطقی است که نزدیکترین سطح ابرها را به سطح زمین داراست و از این حیث می توانید عکسهای بسیار زیبایی را  دشت کنید!

تصویر زیر- نمایی از مسیر حرکت :

طی کل مسیر چند ساعتی طول کشید ولی در میانه راه استراحتی نیز داده شد تا کوادسواران نفسی چاق کنند! درختان زیتون را میشد در سرتاسر مسیر بعنوان سمبل کشور تونس دید.همچنین گلهای کاکتوس که برخی از آنها دارای میوه قرمزرنگی بودند که اگر میشد براحتی از شر خارهای آن راحت شد، میشد طعم خوب آن را مزه مزه نمود.سه مراقب نیز با کوادهای جداگانه کوادسواران را همراهی می کردندو به قول معروف سکیوریتی تور بودند تا یک وقت مشکلی برای کسی پیش نیاید!

   

 تصویر بالا- نمایی از اتراق نیمروزی!

 

+ نوشته شده توسط علی مهدی پور در و ساعت |

 مقدمه :

درسفر به تونس،دریک روز آفتابی بسیار زیبا با کشتی دزدان دریایی همسفر شدم.تجربه جالب و منحصر بفردی بود.رقصهای محلی،شعبده بازی،صرف ناهار دریایی و مراسم ویژه دزدان دریایی بر روی عرشه کشتی همگی خاطره انگیز بودند.بد ندیدم عکسها را با اطلاعات عمومی که داشتم و همچنین اطلاعاتی که بعدها کسب کردم در اختیار همه بگذارم.

 

تاریخچه دزدان دریایی :                    

هزاران سال پیش ،دزدی دریایی در دریاهای بزرگ یک اتفاق قابل پیش بینی بود.دوره اوج شرارت و غارت دزدان دریائی بین سال های ۱۳۰۰تا ۱۸۳۰ میلادی طول كشید.این دزدان دریایی بیشتر در بندرهای آفریقای شمالی مستقر شده بودند كه ایالت «بربرها» نامیده می شدند و عبارت بودند از: مراكش، الجزیره، تونس و تریپولی. آنها به كشتی های اروپائی که از مدیترانه عبور می كردند، حمله كرده و بعد از غارت كشتی مسافرین آن را دستگیر كرده یا می فروختند، یا به صورت غلام درآورده و یا به عنوان گروگان نگاه می داشتند. بنابراین اگر الجزیره به سال ۱۸۳۰ توسط فرانسوی ها فتح نمی شد، شاید هرگز این غارت و چپاول دزدان دریایی هم به این زودی خاتمه نمی یافت.

  

تصاویر بالا :  کشتی دزدان دریایی (شهر حمامت- تونس)

 

پرچم دزدان دریایی :                  

پرچم دزدان دریایی یک جمجمه بر بالای استخوانهای ضربدری بر روی یک زمینه سیاه است ولی اولین بار جک رکهم و توماس تو در پرچمهای خود بجای استخوان،شمشیر ترسیم کردند! جک رکهم معروف به جک چلواری (Calico Jack) یک ناخدای انگلیسی در سده ۱۸ میلادی بود که لقبش را بخاطر پوشیدن لباسهایی از جنس چلوار به او داده بودند!

 بوکانیر چیست؟

یكی از اسم هائی كه برای دزدان دریائی داریم، لفظ «بوكانیر» است.بوکانیرها غالباً ملاحان یا برده های فراری از كشورهای مختلف بودند كه در جزایر یا بنادر هند شرقی گرد آمده بودند. آنها عادت داشتند كه چهار پایان وحشی را شكار كرده و روی سیخ هائی خشك كنند كه آن را بوكن می نامیدند و نام بوكانیر را از این اسم گرفته اند. این دسته دزدان بین سال های ۱۵۰۰و ۱۶۰۰ میلادی در دریای اسپانیا به دزدی و غارت مشغول بوده اند. در اصل اصطلاح دریای اسپانیا، معنی سواحل كارائیب آمریكای مركزی و جنوبی را می دهد ولی در روزهای چپاول دزدان دریائی، این كلمه همان معنی دریای كارائیب را می داده است.

دزدان دریائی غالباً گنج ها و جواهراتی را كه از راه غارت و دزدی به دست می آوردند، در زیر زمین دفن می كرده اند چون می خواستند كسی از جای گنج های آنها خبر نداشته باشد!

بنابراین،امروزه هنوز هم خیلی ها معتقدند كه بسیاری از این گنج های مدفون دزدان دریایی در طول سواحل گلف ازفلوریدا تا تگزاس، پراكنده است.                             

منابع :

  ویکی پدیا        

www.irib.ir/amouzesh/koodak/chera/chera032.htm 

 

+ نوشته شده توسط علی مهدی پور در و ساعت |

کارتاژ (گرفته شده از واژه فنیقی Kart-hadasht به معنای شهرِ نو ؛به عربی:قرطاج یا قرطاجة،به لاتین:Carthagoوبه فرانسوی: Carthage) در شرق دریاچه تونس در امتداد مرکز شهر تونس در زمان حکومت فنیقیه ها بوجود آمد و در سال ۱۴۶ قبل از میلاد مسیح در جریان جنگ سوم فنیقیه ها با رومی ها (جنگ سوم پونیک)کاملا تخریب شد.کارتاژ بزرگ ترین رقیب رومی ها بشمار می رفت.

 

کارتاژ مدت ها قبل از روم، به یکی از قدرت های بزرگ مدیترانه تبدیل شده بود. قدرت اقتصادی کارتاژ به نقش این کشور به عنوان یک مرکز تجارتی وابستگی داشت. کارتاژ به دلیل موقعیت مناسب جغرافیایی اش، مرکز توزیع مواد خام و محصولات ساخته شده در سراسر حوزه مدیترانه گردیده بود. علاوه بر این، کارتاژ صاحب باغ ها و مزارع پر رونق بود و در زمین های اطراف شهر که به ثروت مندان کارتاژِ تعلق داشت، هزاران برده کار می کردند.رشد تجارت و اهمیت روزافزون کشاورزی، موجب افتادن قدرت سیاسی کارتاژ به زمین داران و بازرگانان گردید. دولت کارتاژ هیچگونه پایه های محکم در دموکراسی نداشت زیرا دهقانان کمی در این کشور بودند.کارتاژی ها در مهاجر نشینی نیز فعال بودند. آنها در سواحل شمالی آفریقا، جنوب اسپانیا و جزایر « بالئار » چندین کلونی تاسیس کردند.

اما چه بر سر کارتاژ-این قدرت بزرگ مدیترانه- آمد؟ سه جنگ مهم در شکست کارتاژی ها نقش داشتند.

نخستین جنگ پونیک

نخستین جنگ پونیک ( رومی ها کارتاژ را پونیک می نامیدند ) مدت ۲۳طول کشید. برخورد ها در سیسیل صورت گرفت و رومی ها به پیروزی هایی دست یافتند. اما این پیروزی ها به هیچ وجه قطعی نبودند زیرا رومی ها نیروی دریایی نداشتند و نمی توانستند با نیروی دریایی کارتاژ مقابله کنند. رومی ها فقط پس از تاسیس نیروی دریایی و کسب نخستین پیروزی دریایی خویش توانستند صحنه های عملیات را به سرزمین آفریقا منتقل کنند. اما رومی ها برای نخستین لشکر کشی خود به آفریقا، تدارکات کافی فراهم نکردند و به همین جهت کاملا شکست خوردند.جنگ یک بار دیگر در اثر برخورد هایی بر سر سیسیل به وجود آمد. کارتاژی ها پس از این شکست به جز انعقاد یک پیمان صلح و واگذاری جزیره سیسیل به روم و پرداختن غرامتی سنگین راه دیگری نداشتند.

دومین جنگ پونیک

کمی بعد ایتالیا بی جهت به کورسیکا و ساردنی تجاوز کرد و آن ها محاصره کردند. با این حال کارتاژی ها مجبور به تسلیم بودند زیرا در یکی از کشور های مجاور شورش در گرفت و با پیوست مردم لیبی به شورشیان تهدیدی بزرگ برای کارتاژِ ها گردید.« هامیلکار بارکا » فرمانده کارتاژی، که در جریان نخستین جنگ پونیک به قدرت رسیده بود، این شورش را سرکوب کرد. او پس از سرکوبی شورش قدرتی عظیم در کارتاژ به دست آورد و در میان فرماندهانی که رویای جنگی و تازه و انتقام جویانه با روم را در سر داشتند به مقام ریاست رسید. او ارتش را به سمت اسپانیا گسیل داشت و می خواست از این طریق جبهه ای جدید علیه رومیان باز کند اما وی در جنگ اسپانیا درگذشت.

فرماندهی سپاهیان کارتاژ، نخست به دست پس خوانده او و سپس به دست فرزند جوانش « هانیبال » افتاد. هنگامی که هانیبال به فرماندهی ارتش رسید، با توجه به تمام جوانب، مساله جنگ با روم را قطعی کرد. دومین جنگ پونیک در سال ٢١٨ قبل ازمیلاد مسیح آغاز گردید و هفده سال ادامه یافت. هانیبال برای جنگ با روم در خاک ایتالیا، نقشه ای متهورانه کشید. برای اجرای این نقشه ارتش او می بایست از کوه های صعب العبور آلپ بگذرد. هانیبال در جریان جنگ با رومی ها نبوغ بی کران نظامی خود را نشان داد و یک سلسله شکست قطعی را به آن ها تحمیل کرد.با این حال وقتی وی به روم لشکرکشی کرد، به دلیل عدم حمایت سران کارتاژ از وی، در جنوب ایتالیا تنها ماند و شهرهایی که به او تسلیم شده بودند یک به یک به تصرف رومی ها درآمدند.

 

سومین جنگ پونیک

روم ۵۰ سال پس از پایان دومین جنگ با کارتاژ درگیر شد. رومی ها طی نیم قرن فاصله دو جنگ، سرسختانه تمایلات ارضی خود را در مدیترانه شرقی دنبال کردند. آن ها سه بار با خطر ناک تریم دشمن خود – مقدونیه هلنی – به جنگ پرداختند.پس از دومین جنگ مقدونی، بین روم و آنتیخوس پادشاه سوریه که می کوشید یک ائتلاف ضد رومی در شرق به وجود آورد، اختلافاتی به ظهور رسید که به دنبال این اختلافات سومین جنگ پونیک در گرفت. در این جنگ آنان مقدونیه را رسما تصرف و به یکی از ایالت های خود تبدیل کردند. همچنین جنبش استقلال طلبانه یونان را به شدت سرکوب کردند.رومی ها پس از پایان این جنگ، یک بار دیگر شاهد موفقیت و رشد کارتاژ شدند. آنان که نمی توانستند پیشرفت کارتاژ را تحمل کنند با بهانه عدم رعایت پیمان صلح توسط کارتاژ به آنجا حمله بردند.

محاصره کارتاژ ۳سال طول کشید. سرانجام آنها به رهبر « آمیلیانوس » آن شهر را تصرف کرده و کاملا ویران کردند. سپس تمام شهر را آتش زدند به طوری که ۱۶ روز آتش شهر شعله ور بود. کارتاژ پس از این اتفاق هرگز نتوانست سر بلند کند.بالاخره،اعراب پس از سالها از نابودی کارتاژ، شهر تونس فعلی را جایگزین کارتاژ کردند.  

منابع :

۱-ویکی پدیا  

۲-روم و کارتاژ : جلال افشار   http://www.sharghian.com/mag/archive/005717.html    

 

+ نوشته شده توسط علی مهدی پور در و ساعت |
سال نو مبارک...

اولین سالگرد تولد وبلاگ "سفر یعنی زندگی" هم مبارک!

مقدمه :

با سلامی به گرمی آفتاب و لطافت بهار ۱۳۸۷ و با آرزوی سلامتی و سعادت برای همه ایرانی های عزیز و خصوصا خوانندگان این وبلاگ،اولین پست در سال جدید را به کشور تونس اختصاص دادم.امیدوارم مفید باشد.

       

تونس محل اتصال سه قاره آسیا،اروپا و آفریقاست.کشور تونس در شمالی ترین قسمت قاره آفریقا در همسایگی الجزایر و لیبی قرار دارد و در قسمت شمال و شرق خود  سواحل ماسه طلایی دریای مدیترانه  را به طول ۱۳۰۰ کیلومتر در اختیار دارد.۵۰ درصد از مساحت این کشور را صحرا پوشانده است.

 

کشور تونس یک کشور اسلامی با اکثریت ۹۸ درصد مسلمان (سنی) و دارای تاریخ سه هزارساله می باشد.ساکنین اولیه این کشور را قومی به نام "بربر" (Berber) تشکیل می دادند و بعدها رومی ها،اعراب،ترکها و فرانسوی هاهم پا به این سرزمین نهادند و در پایان قرن پانزدهم و بعد از رنسانس هم اسپانیایی ها ویهودی ها وارد تونس شدند. خط و زبان رسمی این کشور عربی است ولی در محافل علمی و دولتی زبان فرانسه نیز رایج است.واحد پول این کشور دینار تونس (TND) است و تقریبا معادل ۷۵۰ تومان فعلی ایران است.این کشور در سال ۲۰۰۶ از حدود ۶.۵ میلیون توریست پذیرایی کرد در حالی که جمعیت این کشور در حدود ۱۰ میلیون نفر است! اکثر توریستهای تونس از اروپا بخصوص از کشور ایتالیا به لحاظ نزدیکی (۱۸۰ کیلومتر مرز دریایی) هستند.

تونس جزو خوش آب و هواترین و تمیزترین کشورهای آفریقایی است و دارای طبیعت و حیات وحش بی نظیری می باشد.جالب است بدانید که آفریقا نزدیکترین ابرها را به سطح زمین دارد بطوری که در هر عکسی که می اندازید فکر می کنید در آسمانها عکس گرفته اید! خیابانها کاملا تمیز و مردمان آن عموما سیه چرده هستند. کشور تونس مملو از درختان زیتون است. این کشور سالها مستعمره فرانسه بود و ۵۲ سال پیش استقلال یافت. صنایع دستی چوبی،زیتون و روغن زیتون تونسی ، البسه چرم ، صنایع سفال و سرامیک از جمله مهمترین سوغاتی های تونس هستند. 

پایتخت شهر تونس (Tunis) است ولی نام کشور Tunisia می باشد. شهرهای مهم دیگر حمامت(Hammamet)،سوس (Sousse)،موناستیر(Monastir)،نابل(Nabeul) و... هستند.بهترین گزینه برای اقامت شهر حمامت می باشد چون دارای امکانات توریستی خوبی می باشد.هتلهای ۵ ستاره شهر حمامت اکثرا در طول یک بولوار بلند قرار دارند و از بهترین خدمات جهانگردی بهره مند هستند.فاصله هتلها هم با سواحل دریای مدیترانه در حدود یک دقیقه پیاده روی است.

 

تصویر بالا- نمایی از مرکز شهر نابل

سفر به تونس با هواپیمای تونسی نوول ایر (Nouvelair) حدود ۵ ساعت طول می کشد.اختلاف ساعت ایران با تونس در حال حاضر ۱ ساعت ونیم است.تونس جزو معدود کشورهای اسلامی مانند ترکیه و آذربایجان است که حجاب را در ساختمانهای دولتی ممنوع کرده است ولی هنوز قانون محدودیت دسترسی به اینترنت را اجرا می کند.

این هم لیست جاذبه های مهمی که در طول سفر تجربه کردم که بتدریج عکسهای آنها را به همراه توضیحات مربوطه در وبلاگ می گذارم:

مجموعه تاریخی کارتاژ (Carthage)،موزه باردو(Bardo)و منطقه زیبای سیدی بوسعید (Sidi Bou Said)در شهر تونس.شهربازی کارتاژلند(Carthageland) و شهرک باستانی Medina در شهر حمامت.بندر القنتاوی و بازارهای سنتی و قدیمی در شهر سوس بعلاوه دیدار از باغ وحش Friguia و رقص زولو ZULU (همان رقص آفریقایی معروف) و همچنین سفر با کشتی دزدان دریایی و موتورسواری با Quad در صحرای گرم آفریقا و...

 

تصویر بالا- نمایی از مجموعه تفریحی و پارک آبی کارتاژلند در شهر ح